|
|
می خواهم برگردم می خواهم برگردم به روزهای کودکی طرز تفکر طرز تفکر یک سگ:
شیشه نازک احساس مرا دست نزن !
سنگسارم می کند
برایــــ چشمــ هایمــ ، نمـــــاز بارانـــ بخوانـــ … اینـــ بغضـــ لعنتـــــــی امانمـــ را بریدهــ استـ.... همه جــا آرام است، دل ِ من استثنـاست......
هی خيال ميکنم
جاده را می بینی؟
سخت است حرفت را نفهمند،
مردانگی ات را
با شکستن دل دختری که دیوانه ی توست ثابت نکن مردانگی ات را با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست ثابت نکن مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده که دختری با تکیه به غرور تو به قدرت تو در این دنیای پر از نامردی قدم بر میدارد...
اگه مَردی ... ؟!! ویلیام شکسپیر گفت : I always feel happy, you know why? من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ... اندکی فکر کن ... به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند عمر رفته..... گفت :جبران می کنم . گفتم کدام را عمر رفته را روح شکسته را دل مرده اما تپنده را حالا من هیچ ... ... جواب این تار موهای سپید را می دهی نگاهی به سرم کرد و گفت وای خبر نداشتم چه پیر شدی گفتم :جبران می کنی گفت: کدام را ! ___________ ... ...
خیال بوسیدنت ...
یک لحظه هم .. دست از سرم بر نمی دارد !.. ...... بی انصاف .. هر شب به خوابم نیا
تماااااااااااااام ِ گنااااااااااااااااااااه شرعی من این است :
دنباله ی نگاااااااااااااااااااهم را کمی قوس دهم ، تاااااااااااااااااااااااااااااااا... تو ! برای طعم قرمز لبهاااااااااااااااااااااااااااااااایم شرع را ، زیر پااااااااااااااااااااا بگذاری ... نمی خواهـم بمیـرم... من به این دلائل گناه می کنم من گناهان زیادی تو زندگیم انجام دادم و برای انجام گناهانم هم دلائل زیادی دارم که اینجا میخوام چند تا از دلیل هامو بیان کنم:
1)گناه به من آرامش میدهد ادامه مطلب ... قطعه ای از دوستی قدیمی زدو دیده خون فشانم زغمت شب جدایی چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت که رقیب درنیابد به بهانه ی گدایی به کدام مذهب هستیم به کدام ملت هستیم که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که برون در چه کردی که درون خانه آیی به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی در دیر میزدم من که یکی ز در درآمد که درآ درآ درآیی که تو هم از آن مایی مردم چه می گویند ؟! می خواستم به دنیا بیایم، در یک زایشگاه عمومی؛ پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی! مادرم گفت: چرا؟... پدر بزرگم گفت: مردم چه می گویند؟!...
می خواستم به مدرسه بروم، همان مدرسه ی سر کوچه ی مان؛ مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!... به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟... پدرم گفت: مردم چه می گویند؟!... ادامه مطلب ...
من عاشق اون دیالوگم که پدر ژپتو به پینوکیو میگه: پینوکیو! چوبی بمان...! آدم ها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست...!!
سوت پایان را بزن من حریف هرزگی تو و احمق بودن خودم نمی شوم . . . کاش کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بکشد بدون هیچ خمی بر ابرو اما افسوس که داده را پس نمیگیرد
مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم!!! من زنم… من زنم… زن او ﯾﮏ ﺯن است!
به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز تو را تشخیص دهد
اندوه پنهان شده در لبخندت را عشق نهان در عصبانیتت را و معنای حقیقی سکوتت را…
همه احساس میکنن هر آن کس که زیباست مهربان است
دریا زیباست ولی سیلی به صخره های ساحل میزند . . .
در خیال من بمان ، اما خودت برو ، آنکه در رویای من است مرا دوست دارد ، نه تو
بعضیها رو باید از تو رویات بکشی بیرون و محکم بغلش کنی، بعد آروم در گوشش بگی : آخه تو چرا واقعی نیستی لامصب. . .!؟ یه قطعه به زبان ترکی وروللار هر طرفدن نیزه و اوخ عاشق زاره کمان قاشلاره قوربان آت گله پیکاندا اوستونده
از هر طرف نیزه می زنند به عاشق ابرو کمان ها. فدای سری که در او نیزه وجود دارد |
|